عاشورای حسینی

خرید بک لینک

شهادت امام حسین (ع) -(ذوالجنـاح آمده از شاه خبر آورده))
۱۸
دنبال کردن این شاعر
۳۶۳۷
۲
از شاه خبر آورده

(ذوالجنـاح آمده از شاه خبر آورده)
خبـری مـرکـب خونیـن ز سفـر آورده
خبــر از داغ جگـر ســوز پـدر آورده
بـا خـود از مـاتــم گـودال اثـر آورده
*******
ذوالجناح آمده گریان به حرمگاه حسین
بی سوار آمده در خیمه و خرگاه حسین
می زند سر به زمین سوی حرم می آید
او که تا گودی خون بوده به همراه حسین

این زبان بسته که از حال حسیـن آگاه است
با خبر از غم تلـخ و الَمی جانکـاه است
خون سرخی که به یال و سر و رویش دارد
قطره در قطرة خـون بدن آن شاه است

خبــر از داغ جگـر ســوز پـدر آورده
(ذوالجنـاح آمده از شاه خبر آورده)
*******
ای سکینـه بنگـر ایـن فـرس تنهـا را
از صدایـش بشنـو سـوز غـم فـردا را
تیـرها بر تن اسـب است خدا می داند
که چقـدر تیـر زده بوسـه تن بـابـا را

در دل شیهـة خـود سـوز جـدائی دارد
تنش از خون حسیـن رنگ حنائی دارد
از دو چشمـان فرس خون عزا می ریزد
چه نوائـی به لبـان و چـه وفـائی دارد

خبـری مـرکـب خونیـن ز سفـر آورده
(ذوالجنـاح آمده از شاه خبر آورده)
*******
خبر آورده حسیـن روی زمیـن افتـاده
با تنی غرق به خون از سر زین افتـاده
ذوالجناح داده اگر راکب خود را از دست
لرزه بر پیکـر این اسـب غمین افتـاده

آسمـان در نظرش تیره شـده می گریَد
غصـه بر سینة او چیره شـده می گریَد
آن طرف تر به درِ خیمه سرا با دل خون
یک سه ساله به سویش خیره شده می گریَد

بـا خـود از مـاتــم گـودال اثـر آورده
(ذوالجنـاح آمده از شاه خبر آورده)
*******
ذوالجناح را غم جانکاه حسین باور نیست
در دل دشـت بلا بهر غمش یاور نیست
با سکینـه چه بگـویم کمی آرام شـود
ماتمـی مثل یتیمـی غـم دردآور نیست

قصـة اسـب حسیـن سوز عجیبی دارد
رنـگ و بوی غـمِ از گریـه نصیبی دارد
سـروری گفتن داغ حرم و اسب حسین
شرح این نوحه عجب حس غریبی دارد

بـر دل آینــه هـا خـونِ جگـر آورده
(ذوالجنـاح آمده از شاه خبر آورده)
*******

پنج شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۷ نوشته شده توسط ح.فیض
شاعر:
محمدرضا سروری

شور زمزمه و زمینه محرم ۹۹ -(دیدم که بین مقتلی و لب تشنه)
۱۶
دنبال کردن این شاعر
۱۹۱۷

۰
شور ، زمینه ، زمزمه

شهادت ، زیارت

امام حسین علیه السلام ، گودال ، عاشورا

" بند اول "

دیدم که بین مقتلی و لب تشنه
سهم تنت شده جراحت و دشنه

دیدم به روی سینه ات نشست
که حرمت تو را شکست
راه نفس های تو را بست

دیدم فتاده ای و لشگری خندان
حرارت است و پیکری بی جان
صدای هلهله رسد به گوشم از تمام میدان

غارت شده تنت میان این احوال
و مادرت فتاد و رفت از حال
زینت دوش مصطفی کجا و خاک داغ گودال

" بمیره خواهرت برات حسین "

" بند دوم "

رفتی رسیده جان دخترت بر لب
زنجیر به دست و پای خسته زینب

غارت شدن تمام خیمه ها
میان اشک و گریه ها
اهل حرم افتادن از پا

بعد از تو پشت خیمه رفتن این لشگر
برای کشف پیکر اصغر
به جستجوی پیکر شش ماهه و کوچکترین سر

رفتی رقیه شد آواره صحرا
آیینه ی غریبی زهرا
برای غارت حرم میان دشمن تو دعوا

" بمیره خواهرت برات حسین "
یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۵۵ نوشته شده توسط سید محسن احمدزاده صفار
شاعر:
سید حسام الدین رفیعی طباطبایی

واحد سنگین روز عاشورای حسینی علیه السلام و شام غریبان محرم الحرام ۹۸ -(با بی قراری،با گریه زاری)
۱۵
دنبال کردن این شاعر
۳۲۷۶
۸
بند اول

با بی قراری،با گریه زاری
زیر گلوت و میبوسم،به جای مادر
تو میری و من،تنها میمونم
چجور دلت میاد بری،از پیش خواهر

صبر و قرار من نرو
باغ و بهار من نرو
دارو ندار من نرو
نرو برادر۲

میبینی اشک و آهم و
بعد تو بی پناهم و
بدون تکیه گاهم و
نرو برادر۲

آهسته که از پیکرم
روحم و میبری حسین
این دم آخری چقدر
شبیه مادری حسین


مهلاً مهلا برادرم،مهلاً مهلا برادرم

بند دوم

پاشو برادر،ای پاره پیکر
پاشو ببین که معجرم،رفته به غارت
پاشو برادر،بریده حنجر
پاشو ببین به خواهرت،میشه جسارت

نامحرما دور و برم
نمیشه اصلا باورم
پاشو عزیز برادرم
ای وای حسینم۲

بمیره خواهرت چرا
شده سر از تنت جدا
رفته به روی نیزه ها
ای وای حسینم۲

شبیه خیمه ها آتیش
گرفته قلب مضطرم
دل نگرون من نباش
اومده پیشم مادرم


حسین غریب مادرم،حسین غریب مادرم


۱۳۹۸/۵/۲۳
یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۴ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور
شاعر:
امیرحسین سلطانی

نوحه های دهه ی اول محرم۹۸(روز عاشورا) -(دشمن دون مست جنون است)
۱۴
دنبال کردن این شاعر
۲۴۴۸
۲
دشمن دون مست جنون است
کرب و بلا دریای خون است
در یک طرف جسم شهیدان
در یک طرف اطفال عطشان
در یک طرف اشک یتیمان
یا فاطمه آجرک الله۳

در یک طرف شاه شهیدان
در یک طرف لشکر عدوان
در یک طرف ماه مدینه
در علقمه نقش زمینه
گرید ز داغ او سکینه
یا فاطمه آجرک الله۳

در یک طرف افتاده اکبر
از جور و کین در خون شناور
در یک طرف غمدیده مادر
در یک طرف رخسار اصغر
پر خون شده از خون حنجر
یا فاطمه آجرک الله۳

در یک طرف پرپر گل یاس
در یک طرف افتاده عباس
جانش به راه دین فدا شد
دست علم گیرش جدا شد
گریان او خون خدا شد
یا فاطمه آجرک الله۳

تنها و بی یاور حسین است
مظلوم او در عالمین است
او می رود جانب میدان
تا جان کند فدای قرآن
دور حسین لشکر عدوان
یا فاطمه آجرک الله۳

گفتا منم نجل پیمبر
مرد نبردم همچو حیدر
این بوده پیمان الستم
از می آن من مست مستم
منتظر شهادت هستم
یا فاطمه آجرک الله۳

حمله نمود بر لشکر دون
میدان شده دریایی از خون
فرمانده ی آن نانجیبان
دستور حمله بر سواران
داد و حسین شد تیرباران
یا فاطمه آجرک الله۳

مولی نگون از صدر زین شد
جسم حسین نقش زمین شد
هل من معینش را شنیدند
اما ز کین خنجر کشیدند
از پشت سر سرش بریدند
یا فاطمه آجرک الله۳
پنج شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۱۲ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور
شاعر:
رضا یعقوبیان

نه دستی و نه مشک -(من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم)
۱۳
دنبال کردن این شاعر
۴۱۰۵
۴
نه دستی و نه مشک

من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
من که نشسته نیزه بر ، چشم خونبارم
امان ز بی دستی ، فغان ز بی آبی
******
فتاده ام روی زمین با تنی بی دست
چه ظالمانه نیزه بر دیده ام بنشست
سرم به ضربت عمود از وسط بشکست
من که نمانده طاقتی ، بر تن زارم
امان ز بی دستی ، امان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******
به آسمان دیده ام ، ابر خون بارید
به پاره های مشک من ، دست بگذارید
برای دوش خسته ام ، پرچمی آرید
من که در این دیار خون ، بی کس و یارم
امان ز بی دستی ، فغان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******
بدون مشک آب خود ، تا حرم هرگز
دوباره تشنه دیدن ، خواهرم هرگز
عطش شنیدن از گل ، حیدرم هرگز
من که خجولم از همه ، اهل دربارم
امان ز بی دستی ، فغان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******
به پاره های مشک آب ، دیده می دوزم
ز داغ بی علم شدن ، سینه می سوزم
مثال شام تیره ای ، گشته امروزم
مرا ز پا فکنده این ، زخم بسیارم
امان ز بی دستی ، فغان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******
اگر نشد ادا کنم ، وعده آب را
ز تشنگی رها کنم ، طفل بی تاب را
به آب دجله تر کنم ، کام ارباب را
مرا شکست وعده ام ، داده آزارم
امان ز بی دستی ، فغان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******
بگو به آل فاطمه ، یادتان بودم
درون آب علقمه ، یادتان بودم
میان جنگ و همهمه ، یادتان بودم
یاد صغیران حرم ، کرده افگارم
امان ز بی دستی ، امان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******
اگر میان خاک و خون ، غرق دردم من
دهان تشنه را ولی ، تر نکردم من
به سوی خیمه ها دگر ، بر نگردم من
من از سکینه و علی ها شرمسارم
امان ز بی دستی ، امان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******
نوای سروری شده ، یا ابوفاضل
نشانده مهر ساقی تشنه را در دل
خدا کند که لطف او ، را شود شامل
دو دیده بر شفاعتش ، نزد حق دارم
امان ز بی دستی ، فغان ز بی آبی
من که نه دستی و نه مشک ، نه علم دارم
امان ز بی دستی فغان ز بی آبی
******

یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۶ نوشته شده توسط سجاد
شاعر:
محمدرضا سروری


برچسبها: عاشورای حسینی, ماه محرم, شهادت, امام حسین

دیدار با جمال میرصادقی یک ذهن جوان...

ما را در سایت دیدار با جمال میرصادقی یک ذهن جوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:29

صفحه بندی